السيد جعفر السجادي
238
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
شكل دور است نهايت به چند واسطه از اينرو آن را دور مضمر ( پنهان ) گفتهاند . تفكر اصلى در ابطال دور ، اين است كه سلسله نظام وجود به علتى پايان مىيابد كه معلول نيست و مبدأ كل است . دهر - كلمهء دهر اطلاق بر معانى متعدد شده است و به معنى زمان طولانى و مدت دراز ، عمر ، غايت ، عادت ، غلبه ، ابدى و هميشگى آمده است . و به معناى اسماالحسنى آمده است كه حضرت رسول فرمودند به دهر بد نگوييد و به معناى هزار سال هم آمده است يعنى بعضى گفتهاند كه دهر عبارت از هزار سال و بعضى گفتهاند كه دهر عبارت از زمان نامتناهى است ازلا و ابدا و اطلاق بر زمان به طور مطلق هم شده است و كسانى كه گويند زمان عبارت از واجب الوجود است مرادشان همان دهر است . افلاطون گويد مدت چيزى از حركات و متحركات و ظرف دوام و استمرار مطلق را دهر و سرمد نامند . صدرا گويد بعضى از اساطين حكمت ( ميرداماد ) گويد نسبت ثابت به ثابت سرمد است و نسبت ثابت به متغير دهر است و نسبت متغير به متغير زمان است و مراد او از اول ( نسبت ثابت به ثابت ) نسبت بارى تعالى است به اسما و علومش و مراد او از دوم ( نسبت ثابت به متغير ) نسبت علوم ثابتهء او است به معلوماتش كه معلوماتش متجدداند كه عبارتند از وجودات اين عالم جسمانى بالكل و مراد او از سوم ( نسبت متغير به متغير ) نسبت معلومات حق است بعضى به بعضى ديگر به معيّت زمانيه . و بالجمله صدرا گويد بعد از اينكه ما ثابت و مدلل كرديم كه تمام موجودات و جواهر جسمانى و نفوس و بالأخره جهان طبيعت كلا در تجدد و سيلانند و همه متجددات و متحركات مستند به طبيعت جوهريه شوند محل و موردى براى فرض اينگونه وعاها و ظروف نيست . « 1 » و بالجمله نسبت ثابت به متغير را دهر گويند . دهريه - كسانى كه قايل به تأثير دهرند و گويند اين دهر است كه سعادت و بدبختى دهد . الأول : الدهريّة الذين كانوا يقولون بدهر هذا العالم قالوا : ( وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ ) [ 45 / 24 ] و اللَّه تعالى أبطل قولهم بأنواع الدلائل . « 2 »
--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، ص 147 . ( 2 ) تفسير ملا صدرا ، ص 61 .